دیروز در تجمع بچه های چپ در اعتراض به وحشیگری های اسرائیل شرکت کردم. دوستان، رفقا، همرزمان، برادران،(دوستان اطلاعاتی که عکس می گرفتند هم توجه کنند!) من مسلمانم و گرایشی هم به مارکسیسم-لنینیسم ندارم. (البته از لیبرالیسم متنفرم و به عدالت اجتماعی و حفظ محیط زیست معتقد.) اما چه کار کنم که دوستان بسیج، و انجمن اسلامی و دیگران حرکتی از خود نشان ندادند. بچه های عدالت خواه هم که در یک حرکت نمادین و در رویای اعزام به لبنان در بهشت زهرا (سلام الله علیها) تجمع کردند!!
من دیروز لباس سرخ نپوشیدم، پارچه و مقوای سرخ هم در دست نگرفتم، شعار کارگری ندادم، موقع قرائت نامه هم حضور نداشتم و باهمه ی مفاد آن موافق نبودم(نامه را بعدا خواندم) بلکه عکس کودک مجروح لبنانی در دست با شعار "دريغ از شاخههاي زيتوني كه شكست" همراه کسانی بودم که به باز گذاشتن زنجیر اسرائیل درنده اعتراض داشتند.
من در راهپیمایی سازمان تبلیغات هم شرکت کردم هرچند "نیاز امروز را عمل مستقل می دانم" با ابتکار ودعوت نهاد های مردمی وخود جوش. (به مقاله ای باهمین عنوان در همین روز نوشت توجه کنید.)
من دیروز لباس سرخ نپوشیدم، پارچه و مقوای سرخ هم در دست نگرفتم، شعار کارگری ندادم، موقع قرائت نامه هم حضور نداشتم و باهمه ی مفاد آن موافق نبودم(نامه را بعدا خواندم) بلکه عکس کودک مجروح لبنانی در دست با شعار "دريغ از شاخههاي زيتوني كه شكست" همراه کسانی بودم که به باز گذاشتن زنجیر اسرائیل درنده اعتراض داشتند.
من در راهپیمایی سازمان تبلیغات هم شرکت کردم هرچند "نیاز امروز را عمل مستقل می دانم" با ابتکار ودعوت نهاد های مردمی وخود جوش. (به مقاله ای باهمین عنوان در همین روز نوشت توجه کنید.)
اگر مسلمان ها تجمعی در این زمینه زاه بیندازند بدیهی است که شرکت در آن برای من ارجح است. من رو در رو به بعضی دوستان گفته ام باز هم می گویم: به فکر کار های مفید و معقول باشید، نه رویایی و تخیلی مثلا تجمع مقابل دفتر سازمان ملل در اعتراض به بی عرضگی و بی مصرفی و نوکر صفتی آن سازمان در مقابل امریکا کار خوبی به نظر می رسد. البته دوستان غیرت جانانه خود را روی شیشه های ساختمان خالی نکنند چون هزینه اش از جیب و آبروی مردم ایران می رود!

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 10:42  توسط محمد محسن چیت چیان
|