نهج البلاغة، خطبه 27، صفحهى 69:
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِينَةُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِيقَةُ فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُيِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءَةِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِيلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْيِيعِ الْجِهَادِ وَ سِيمَ الْخَسْفَ وَ مُنِعَ النَّصَفَ
جهاد درى از درهاى بهشت است كه خداوند آنرا (بروى) دوستان خاصه خويش گشوده است و آن لباس تقوى و زره استوار و سپر محكم خداوند است. پس هر كه از آن (از روى بىميلى و بىاعتنائى) دورى جويد خداوند او را جامه ذلت و پستى بپوشاند و بانواع گرفتاريها مبتلا سازد و در اثر حقارت و نيازمندى (ناشى از عدم شركت در پيكار با كفّار و دشمنان دين) ذليل و خوار گردد و عقل و خرد از دل او برداشته شود و با تباه ساختن امر جهاد حقّ از او زائل شده و در نتيجه بمشقت و سختى مىافتد و از انصاف و داد محروم گردد.
بجای خود اهل جدال احسن و بحث فکری هستیم اما صهیونیست ها و همه ی نامردان عالم بدانند "ما فرزندان خیبریم" و ندای مولایمان علی هنوز در گوشمان طنین دارد و این را مثل پدرانمان ثابت خواهیم کرد.

