تبليغاتX
سنت مآب - ما و عزاي‌ حسين‌ عليه‌السلام‌ (در روزنامه شریف منتشر شد.)

سنت مآب

بسم الله الرحمن الرحیم * فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه * یاد داشت های گهگدار

حوادث‌ دلخراش‌ و فجايع‌ و ستمگري‌ها و مظلوميت‌ها در تاريخ‌ فراوانند.
همين‌ ايران‌ بارها توسط‌ مغولان، روميان، اقوام‌ وحشي‌ و... مورد هجوم‌
بوده‌ است‌ و در جنگ‌ هم‌ حلوا خير نمي‌كنند(!) پس‌ عده‌اي‌ ديگران‌ را
مي‌كشند و اگر قساوت‌ گروه‌ پيروز زياد باشد، بي‌گناهان، كودكان، زنان‌ و
پيران‌ را هم‌ مي‌كشند يا به‌ اسيري‌ مي‌برند پس‌ چرا ما هر سال‌ و بلكه‌
هميشه‌ خود را عزادار يكي‌ از اين‌ فجايع‌ تاريخ‌ مي‌دانيم؟ آن‌ هم‌ هزار و
چهارصد سال‌ پس‌ از وقوع‌ آن!
-1 روايات‌ بسيار زيادي‌ نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ همگي‌ بر عزاداري‌ و گريه‌ و
كلا تعظيم‌ حركت‌ امام‌ حسين(ع) در روز عاشورا و وقايع‌ پيش‌ و پس‌ از آن‌
تاكيد كرده‌اند. اين‌ امر به‌ قدري‌ در روايات‌ خاصه‌ تكرار شده‌ است‌ كه‌
از مسلمات‌ است. بنابراين‌ يك‌ نفر شيعه‌ لااقل‌ از جهت‌ اطاعت‌ امر
معصومين‌ عليهم‌السلام‌ بايد خود را ملزم‌ به‌ بزرگداشت‌ قيام‌ امام‌ حسين(ع)
بداند.
-2 هر روز تعداد زيادي‌ از انسان‌ها از دنيا مي‌روند، اما شما براي‌ آن‌ها
نه‌ گريه‌ و زاري‌ مي‌كنيد نه‌ مراسم‌ ختم‌ برگزار مي‌كنيد. اما حال‌ اگر
خداي‌ ناكرده‌ مصيبتي‌ بر عزيزان‌ شما وارد آيد، بسيار ناراحت‌ مي‌شويد و
برايشان‌ ختم‌ مي‌گيريد و بعدها نيز سعي‌ مي‌كنيد به‌ يادشان‌ باشيد و
فاتحه‌ و صلواتي‌ نثارشان‌ كنيد. كشته‌ شدن‌ انسان‌هاي‌ بسيار در تاريخ‌
دردناك‌ است‌ اما منِ‌ شيعه‌ي‌ مسلمان‌ قرار است‌ پيوند قلبي‌ عميقي‌ با رسول‌
خدا(ص) و عترت‌ پاكشان(ع) داشته‌ باشم. بنابراين‌ طبيعي‌ است‌ كه‌ مصيبت‌
وارد بر آن‌ها براي‌ من‌ دردناك‌تر باشد و از آن‌ دم‌ به‌ دم‌ ياد كنم.
-3 شيعه‌ با اشاره‌ و دستور امامان‌ خود با ترتيبات‌ عزاي‌ حسين(ع) اين‌
قيام‌ بزرگ‌ و هدف‌ و فرهنگ‌ مخفي‌ در آن‌ را نسل‌ به‌ نسل‌ در بين‌ خود
منتقل‌ و در ميان‌ همه‌ي‌ مردم‌ فرياد كرده‌ است. جاي‌ دارد من‌ و شماي‌
شيعه‌ بدانيم‌ كه‌ براي‌ قرن‌ها روي‌ منبرهاي‌ رسمي‌ نماز جمعه‌ امام‌ اول‌
ما يعني‌ علي‌ عليه‌السلام‌ را دشنام‌ مي‌دادند. بايد بدانيم‌ قرن‌ها
شيعه‌ي‌ علي(ع) بودن‌ جرمي‌ بوده‌ كه‌ حتي‌ مظنونان‌ به‌ آن‌ را هم‌ به‌ اين‌
خاطر مي‌كشتند. بسياري‌ كتابخانه‌هاي‌ شيعه‌ توسط‌ وحشيان‌ به‌ ظاهر
مسلمان‌ سوخته‌ شد. شيعه‌ چگونه‌ مي‌توانست‌ پيام‌ خود را در تاريخ، آن‌ هم‌
بين‌ مردم‌ جاودان‌ كند؟ عزاداري‌ كاري‌ است‌ كه‌ كمتر مي‌توان‌ جلوي‌ آن‌ را
گرفت‌ و چون‌ با احساس‌ مردم‌ گره‌ مي‌خورد مي‌توان‌ توسط‌ آن‌ محتوايي‌
معرفتي‌ و اخلاقي‌ را در قالبي‌ احساسي‌ منتقل‌ نمود تا فراموش‌ و كم‌رنگ‌
نشود. واقع‌ بين‌ باشيم! اگر در مورد حركت‌ حسيني‌ فقط‌ به‌ جنبه‌هاي‌
صرفا معرفتي‌ پرداخته‌ شده‌ بود آيا به‌ اين‌ پررنگي‌ در بين‌ عامه‌ي‌ مردم‌
باقي‌ مي‌ماند؟ آن‌ هم‌ با اين‌ همه‌ تلاشي‌ كه‌ در جهت‌ محو آثار شيعه‌
توسط‌ خلفاي‌ قلابي‌ و معاندان‌ اهل‌ بيت‌ پيامبر انجام‌ شده‌ است؟
چگونه‌ بهتر از اين‌ مي‌شد پيام‌ حسين(ع) را در حافظه‌ي‌ تاريخ‌ نگاشت؟
آقاي‌ خميني‌ جمله‌هاي‌ جالبي‌ در اين‌ باره‌ دارد:«اين‌ محرم‌ و صفر است‌
كه‌ اسلام‌ را زنده‌ نگه‌ داشته‌ است.» «ما هر چه‌ داريم‌ از همين‌ محرم‌ و
صفر است.» «ما ملت‌ گريه‌ي‌ سياسي‌ هستيم.»
-4 پيامبر فرمود: (به‌ تصديق‌ همه‌ي‌ شيعه‌ و اهل‌ سنت) «من‌ دو چيز را در
بين‌ شما باقي‌ مي‌گذارم‌ كه‌ با تمسك‌ به‌ آن‌ها گمراه‌ نشويد. يكي‌
كتاب‌ الله‌ و ديگري‌ عترت‌ پيامبر(ص) است. در قرآن‌ آمده‌ است‌ كه‌اي‌
پيامبر بگو براي‌ رسالتم‌ اجري‌ طلب‌ نمي‌كنم‌ مگر اين‌ كه‌ در صراط‌
مستقيم‌ حركت‌ كنيد» و در جاي‌ ديگر قرآن‌ آمده‌ مگر اين‌ كه‌ به‌ خويشان‌ من‌
(اهل‌ بيت(ع» مودت‌ داشته‌ باشيد. در روايتي‌ هم‌ آمده‌ است: هل‌ الدين‌
الا الحب، آيا دين‌ چيزي‌ جز محبت‌ است.
تاكيدات‌ بر محبت‌ اولياي‌ خدا يكي‌ و دوتا نيست. براي‌ نمونه‌ چندتايي‌
ذكر كرديم‌ چرا كه‌ بسيار فراوان‌ است. محبت‌ اولياي‌ خدا از محبت‌ خدا كه‌
اصل‌ اساسي‌ است‌ سرچشمه‌ مي‌گيرد و خود به‌ آن‌ مي‌افزايد. آيا كسي‌ هست‌
كه‌ بتواند ادعا كند عزاي‌ واقعي‌ حسين(ع) برآمده‌ از محبت‌ حسين‌
عليه‌السلام‌ كه‌ ولي‌ خدا بوده‌ نيست؟ و از طرف‌ مقابل‌ عزاي‌ حسين(ع) كمكي‌ به‌
افزايش‌ محبت‌ ما به‌ آن‌ بزرگ‌ نمي‌كند؟
پس‌ بي‌شك‌ يكي‌ از فوايد عزاي‌ حسين(ع) افزايش‌ محبت‌ به‌ ايشان‌ است‌ و
خود يكي‌ از نشانه‌هاي‌ آن‌ محبت.
-5 با ياد مكرر قيام‌ حسين(ع) است‌ كه‌ جامعه‌ي‌ شيعي‌ دائما به‌ خاط‌
مي‌سپارد كه‌ ظلم‌ ستيزي‌ جزيي‌ از اسلام‌ است. مبادا مانند برخي‌ مذاهب‌
تحريف‌ شده‌ از اسلام‌ و تشيع‌ هم‌ بتي‌ براي‌ ظلم‌ بيشتر بتراشند. اين‌ خوب‌
است‌ كه‌ ما هر سال‌ درِ‌ گنجينه‌ي‌ معارف‌ قيام‌ حسيني‌ را بگشاييم‌ و از
آن‌ بهره‌ گيريم. اما نبايد فراموش‌ كرد كه‌ اين‌ گنجينه‌ي‌ معرفت‌ به‌
خود ما هم‌ در صندوقچه‌ي‌ احساسات‌ رسيده‌ است. نبايد به‌ خاط‌ اهميت‌
محتوا، قالب‌ را دور انداخت. بايد اين‌ صندوقچه‌ بماند تا هرگاه‌ سلطاني‌ بر
انساني‌ ستم‌ روا داشت، انسان‌هاي‌ آگاه‌ براي‌ ظلم‌ ستيزي‌ و براي‌
فداكاري‌ در راه‌ خدا، آن‌ را بگشانيد و از آن‌ بهره‌ گيرند. البته‌ با قشري‌
گري‌ و افزودن‌ خرافات‌ و انحرافات‌ اصلا موافق‌ نيستم‌ اما با حذف‌ كلي‌ هر
چه‌ شور و احساس‌ انساني‌ برانگيخته‌ شده‌ از حركت‌ خدايي‌ حسين(ع) است‌
هم‌ مخالفم.
اما كدام‌ عوامل‌اند كه‌ احساسات‌ انسان‌ شيعه‌ي‌ حسين(ع) را در مورد
قيام‌ حسين(ع) برمي‌انگيزد؟
اولا حركت‌ حسين‌ عليه‌السلام‌ ذبح‌ عظيم‌ پيامبر خاتم‌ است. حركتي‌ است‌
عرفاني‌ كه‌ در طول‌ تاريخ‌ در گذشته‌ و آينده‌ بي‌همتا خواهد ماند.
انسان‌هايي‌ به‌ چنان‌ مرحله‌اي‌ رسيده‌اند كه‌ همه‌ چيز خود را فداي‌ معبود و
مطلوب‌ و محبوب‌ خويش‌ مي‌كنند و به‌ لقاي‌ او مي‌رسند. چه‌ كسي‌ است‌ كه‌
ايثار، شجاعت‌ و فضايل‌ ياران‌ حسين‌ را ببيند و از قدرت‌ ايمان‌ و
محبتشان‌ به‌ وجد نيايد؟ حسين‌ همه‌ي‌ هستي‌ خود و كسان‌ خود را يا به‌ شهادت‌ و
يا به‌ اسارت‌ در راه‌ خدا مي‌سپارد و فرزند، برادر و خواهر نمي‌شناسد، در
مهر جانان‌ واله‌ است.
آيا مي‌توان‌ دركي‌ از محبت‌ حسين‌ داشت‌ و از خود بيخود نشد؟
ثانيا چه‌ طور مي‌توان‌ محب‌ حسين‌ بود و مصائب‌ وارد بر او را شنيد و
نگريست؟ دانستن‌ مصائب‌ ريز لازم‌ نيست. مگر عطش‌ كم‌ مصيبتي‌ است؟ مگر
مي‌توان‌ گفت‌ وداع‌ چه‌ قدر دردناك‌ است؟ اهل‌ بيت‌ عصمت‌ را به‌ اسارت‌
سپردن‌ داغ‌ نيست؟ كدام‌ دل‌ است‌ كه‌ از خارجي‌ خواندن‌ اهل‌ بيت‌ پيامبر و
چون‌ اسيران‌ گرداندنشان‌ در كوي‌ و برزن‌ نشكند؟ كدام‌ امت‌ با خاندان‌
رسول‌ خود، چنين‌ كردند؟
پيش‌ از اين‌ از اصل‌ عزاي‌ حسين(ع) و نقش‌ احساسات‌ در آن‌ سخن‌ گفتيم‌
اما شكل‌ آن‌ نيز بي‌اهميت‌ نيست.
آن‌ چه‌ از سيره‌ي‌ ائمه‌ و نحوه‌ي‌ عزاداري‌ در حضور ايشان‌ آن‌ چنان‌
كه‌ نقل‌ شده‌ به‌ دست‌ مي‌آيد بيان‌ وقايع‌ به‌ نظم‌ يا نثر و گريستن‌ است.
اما ائمه‌ نحوه‌ي‌ عزاداري‌ را به‌ اين‌ها منحصر نكرده‌اند هر چند در مورد
گريستن‌ توصيه‌ فرموده‌اند. به‌ نظر مي‌آيد هر قومي‌ در اقامه‌ي‌ عزاي‌
ثارالله‌ مي‌تواند به‌ رسم‌ و شيوه‌ي‌ خويش‌ عمل‌ نمايد، البته‌ با رعايت‌
نكاتي:
- تحريف‌ سخنان‌ و عمل‌ ائمه‌ و دروغ‌ بستن‌ به‌ ائمه‌ گناه‌ بزرگي‌ است‌
كه‌ حتما بايد از آن‌ خودداري‌ نمود. هر نوع‌ تحريف‌ تاريخ‌ هم‌ خود دروغ‌
به‌ حساب‌ مي‌آيد. اضافه‌ كردن‌ سخنان‌ كذب، عزاي‌ حسيني‌ را از اصل‌ و
هدف‌ خود دور مي‌كند.
- در اقامه‌ي‌ عزا نبايد خلاف‌ شرع‌ انجام‌ شود. حسين(ع) براي‌ اطاعت‌
فرمان‌ خدا قيام‌ كرد و به‌ هيچ‌ روي‌ شايسته‌ نيست‌ در بزرگداشت‌ حركت‌ او
خلاف‌ امر خدا انجام‌ شود.
- بايد احترام‌ مراسم‌ تعظيم‌ ائمه‌ را حفظ‌ نمود. از هر كاري‌ كه‌
دون‌شان‌ بزرگداشت‌ ايشان‌ و موجب‌ سبك‌ شدن‌ عزاي‌ ايشان‌ باشد بايد اجتناب‌
كرد.
- بيم‌ آن‌ هست‌ كه‌ برخي‌ براي‌ گرم‌ شدن‌ ظاهري‌ مراسم، سخنان‌ بسيار
رقت‌ باري‌ به‌ زبان‌ آورند كه‌ اگر هم‌ راست‌ باشند حرمت‌ خود ائمه‌ در
آن‌ها حفظ‌ نشده‌ است. بعضي‌ در سوگواري‌ها چنان‌ بي‌مهابا از اهل‌ بيت‌
عصمت‌ سخن‌ مي‌گويند كه‌ اگر كسي‌ در مورد پدر، برادر، مادر يا خواهر خودشان‌
چنان‌ بگويد حتما برآشفته‌ و ناخشنود خواهند شد. اين‌ چه‌ رسم‌ نكوداشت‌ و
ابراز محبت‌ است؟!
معبودا! راه‌ بنده‌ي‌ راستين‌ خود حسين(ع) را پر رهرو و ما را از
پويندگان‌ آن‌ قرار ده!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 23:0  توسط محمد محسن چیت چیان  |