تبليغاتX
سنت مآب - منتظر کیست؟

سنت مآب

بسم الله الرحمن الرحیم * فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه * یاد داشت های گهگدار

... کجایند خورشیدهای تابان، کجایند ماه های فروزان، کجایندستارگان درخشنده، کجایند پرچم های دین و پایه های آگاهی، کجاست بقیة الله همو که بیرون از خاندان پاک هادیان نیست کجاست آن آماده برای برچیدن ریشه ستم کاران...
بخشی از دعای ندبه

********************************

استراتژی ظهور، اینک آخر الزمان، ظهور صغری، علائم آخر الزمانی ظهور، بوش همان دجال است؟ و هزار و یک عنوان مثل این ها هر روز و مخصوصا این روز ها جلویمان رژه می روند. تلویزیون هر جمعه بار ها کسی را نشان می دهد که کفش در دست گرفته و پا برهنه به سمت مسجد جمکران می رود. به کجا می رود؟ به کجا می رویم؟
من می گویم ما اهل بازی هستیم و مهدویت هم سوژه ی جذابی است برای بازیگری! آن هایی که وقت وفکر جماعتی را تلف می کنند تا از پیش خود برای نحوه ی ظهور و تشکیل دولت کریمه ی امام عصر(عج) استراتژی دربیاورند؛ توضیح دهند چه کسی این وظیفه ی خطیر را بر دوششان نهاده است؟ امام زمان به شما فرمود عمر بچه ی مردم را بگیرید و تشویقش کنید در اوهام خود طرخ اداره ی جامعه در زمان ظهور را بریزد؟ آیا امام زمان خواسته ی جدی تری از منو شما ندارند؟ معنی انتظار همین حرف های قلمبه و دهان پر کن است؟ خیال کردیدچهار تا لفظ خارجی این وسط آوردید و آسمان و ریسمان را به هم دوختید مبحث، علمی و دانشجویی و جوان پسند شد؟ شما شعوری هم برای مخاطب خود قائلید؟
مگر نگفتند کذب الوقاتون؟ پس با چه اجازه ای برای ظهور وقت تعیین می کنند؟ در قرآن و روایات معتبر چقدر زمان ظهور توصیف شده است که اینطور با طیب خاطر در باره ی آن زمان داد سخن می دهند؟ آیت الله امام خمینی وقتی انقلاب کرد، ادعای هیچ بستگی با ظهور نداشت و با حرف های غلو آمیز برخورد می کرد. حالا چه طور یک عده یک انتخابات معمولی را مقدمه ساز ظهور می نامند و دولتش را دولت کریمه؟
ما مخاطبان هم نباید به دنبال بازیگران برویم. چرا همیشه فکر می کنیم کسیکه حرفی می زند که تا به حال دیگری نگفته، او راست می گوید؟ صد و بیست و چهار هزار پیغمبر آمدند و همه یک حرف زدند.(اما هر بار با ژرفای بیشتر)می خواهیم خیال خود را راحت کنیم. چند تا سخنرانی از همین صد تا یه غاز ها شرکت کنیم و مداح چیزی از یوسف گم گشته بحواند و اشکی و آنگاه ما می شویم منتظران راستین امام غایب قائم!!
با اندک توجه در می یابیم که انتظار موعود چیز جدایی از اصل تدین و بندگی نیست. تنها راه ایجاد انتظار واقعی هممعرفت دینی و به خصوص معرفت و محبت امام است. بگذریم از این سخنرانان دم دستی ببینیم بزرگان ما در مورد حضرت مهدی  چه راهی را معرفی می کنند. وقتی کسی فهمید امام و حجت خدا کیست و چه شانی دارد و نیاز خود به ارتباط با او را دریافت و لزوم وجود او را برای هدایتدرک کرد؛ انتظار واقعی در او شکل می گیرد. اگر کسی زیارت جامعه را تا حدی فهمید از سویدای جان آرزو می کند حجاب ها میان او و صاحب آن مناقب برداشته شود. عمل چنین فردی به عنوان منتظر واقعی هیچ چیز ویژه ای نیست مگر تعبد کامل و با معرفتدر پیشگاه الهی و تسلیم امر صاحب الامر بودن.
به امید آن که با پیروی از آل رسول به راستی منتظر روزگار پیروزیشان باشیم و با ظهور منجی قائم دوران رهایی را لمس کنیم.

 

دوست خوبم جواد درویش نقدی به این مطلب داشت که عینا در زیر می آید:

باسمه تعالی
اگر امام زمان هر زمان و با هر شرایطی ممکن است ظهور کند، پس چرا اصلا رفت!؟
اگر آمادگی ما برای ظهور مهم نیست، پس چرا امام زمان تا الان ظهور نکرده!؟
.
کذب الوقاتون
دوران کسانی که وقت ظهور تعیین میکنند فکر می کنم به سر آمده یا حد اقل تکامل فکری و معرفتی مردم به حدی رسیده که به آن اعتنایی نکنند. اما بحث شرایط ، زمینه سازی و آمادگی برای ظهور با تعیین وقت فرق میکند. (در این نقطه موضعمان مشترک است که نباید به فکر ناقص خود اکتفا کرد و باید به آیات و روایات رجوع کرد، اما عجیب است که آیات و روایات ما با آنچه شما می گویید فرق دارد!!) بحث آمادگی و زمینه سازی برای ظهور از مسلمات وظایف منتظران در عصر غیبت است که در روایات انگشت تاکید روی آن گذاشته اند. در این روایات صحبت از تشکیل گروهی (یا دولتی) است از افراد آرمانگرا ، خالص و با ایمان که با شمشیر عدالت به ستیز با ظلم و ستم بر می خیزند و به محض ظهور حضرت به سربازان سپاهش می پیوندند.(راستی آقا محسن اینجا جای بروز خشم فرو خورده ناشی از عملکرد دولت نیست! بهتره تو یه پست دیگه تحت عنوان نقد دولت نظرات انتقادی خودت رو بیان کنی و اونجا دیگه حرفای کوچه بازاریو حجت قرار ندی!!)
صحبت از سلسله قیام هایست(مثل قیام یمانی) که در اقسا نقاط پهنه گیتی به وقوع می پیوندد و به مثابه اتصال حلقه های به هم پیوسته رشته ایست که زمینه ساز تحقق قیام قائم - یعنی حلقه نهایی رشته مبارزاتی حق علیه باطل- است.
صحبت از آمادگی نظامی منتظران برای ظهور منجی حتی با تهیه یک تیر است!
صحبت از پرده های تیره و تاریست از جنس غفلت که رو چشمان خویش کشیده ایم و آن را غیبت نامیده ایم.
اما به راستی که
غیبته منا....

مایی که همه جا برگ برنده اسلام و بخصوص تشیع را احکام اجتماعی و حکومتی میدانیم، چرا به این نقطه که میرسیم سعی در به انزوا کشیدن دین و محدود کردن قلمرو آن در حوزه شخصی افراد داریم؟!

مایی که محمد(ص) را خاتم پیامبران و دینش را دین پایانی که کامل کننده و تآیید کننده دین پیامبران پیشین است، میدانیم و رمز تداوم دین و راز ختم نبوت را در احیا ارزشها و تبیین و ترجمه احکام به اقتضای زمان و مکان و زبان مردم هر دوره، می دانیم ؛ چرا به این نقطه که میرسیم تا غالب سخن تغییر میکند(بدون اینکه محتوا دستخوش تغییری شود)، فریاد بدعت سر می دهیم؟!

مایی که روش اسلام را مسیر نمایی و نه به مقصد رسانی می دانیم؛ چرا به این نقطه که میرسیم، دریافت نشانه های ظهور از روایات و تطبیق و تعیین مصادیق آن با توجه به شرایط زمان را تعیین وقت می نامیم و علم "کذب الوقاتون" را بلند می کنیم!؟

شاید ریشه اختلاف نظر ما در این حوزه در دو نوع بینش مختلفی است که از پدیده ظهور وجود دارد:
در بینش اول ظهور نوعی سازمان یافتگی و نظام مندیست که معلول پریشانی و هرج و مرج است. لذا در این بینش هرکس در راه اصلاح گام بردارد وعامل باز دارنده ای برای این پریشانی شود پدیده ظهور را به تاخیر می اندازد.

اما در بینش دوم که منطبق با روایات و آیات صریح قران است ( *الذین ان مکنا هم فی الارض و اقاموا الصلاه و آتوا الزکاه و آمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر*که امام باقر(ع) میفرماید این آیه برای آل محمد و مهدی(عج) و اصحاب اوست. و دها آیه و روایت دیگر) یک منتظر یک مفسد نیست بلکه یک مصلح است یک مصلح که فارغ از حوزه انتظار و مهدویت، وظایفش- اعم از وظایف شخصی واجتماعی- کاملا در اسلام تبیین شده؛ انتظار هم چیز جدایی از اسلام نیست که بتوان برای آن دستور العمل جدید تعریف کرد! بلکه حتی در روایات از آن به عنوان با فضیلت ترین اعمال یاد شده و ناگفته پیداست که این انتظار، انتظاریست سازنده که خود سازی و جامعه سازی را توامان به همراه دارد همانطور که مشی اصلی اسلام هم در سازندگی و اصلاح بر همین منوال است.
.
از همه این بحث های عقیدتی که بگذریم، این سوال همیشه برای من مطرح است که
چگونه می توان ادعا کرد در انتظار مهمانی هستیم
مهمانی که از همه کس برای ما عزیزتر است
در حالی که نه به استقبالش میرویم و نه فضا را برای حضورش آماده و مزین میکنیم!؟
.
به قول خواجه شیراز
قومی به جد وجحد نهادند وصل دوست.......قوم دگر حواله به تقدیر می کنند

 

و اما پاسخ من به این دوست عزیز:

به گمانم آقا جواد شما ذهنیت خود از بنده و افکارم را نقد کرده ای نه متن نوشته شده را!

۱-چه کسی ادعا کرد که شرایط ظهور و آمادگی ما مهم نیست؟ اتفاقا وظیفه ی منتظر همین است.قرآن ظاهرا در مورد نیکان از انصار می فرماید(ممکن است اشتباه کنم خودتان مراجعه کنید یعنی نقل هایم قابل استناد نیست چون نمی خواهم روزه ام باطل شود):  وَ الَّذينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِم...  ما نیز باید آماده ی ظهور شویم اما این آمادگی همان تحصیل ایمان و تقوا است. از ما همین خواسته شده است. بله در امور اجتماعی هم باید تقوا را رعایت کرد و اگر لازم بود حتی قیام کرد و حکومت تشکیل داد. اما نمی توان با این توجیه و به اسم زمینه سازی ظهور هر کاری کرد.

 وظایف منتظر همان است که در کتاب و سنت آمده همین. مقصود بنده در این متن این بود که به چهار تا کلمه قلمبه که این روز ها رایج است دل خوش نکنیم انتظار یعنی رعایت تقوا در همه زمینه ها. دنبال چیز جدید و دیگری نرویم و ذهن خود و دیگران را هم از وظیفه ی اصلی پرت نکنیم. برای خود و دیگران هم فضل و کرامات بی جا نتراشیم.

۲-من هم روایاتی در مورد قیام های پیش از ظهور شنیده ام همچنین در شکست پرچم هایی که پیش از ظهور افراشته می شوند و البته در مورد سند و دلالت آنها اطلاع دقیقی ندارم اما نفهمیدم چگونه به بحث ما مربوط می شوند.

۳-نمی توانم بی تردید تنها حکمت غیبت را عدم آمادگی مردم بدانم ولی بعید نیست از حکمت های غیبت باشد الله اعلم .

۴-برگ برنده ی اسلام حقانیت اوست نه احکام اجتماعیش. چون اصولا نگاه برون دینی به احکام هر دینی را درست نمی دانم احکام اجتماعی هم به عنوان یک امر درون دینی برگ برنده ی دین محسوب نمی شود. اما من در هیچ کجا از متنم منکر احکام اجتماعی دین نشدم چرا که مثل سایر احکام بسیار مهم هستند.

۵-من کسی را نمی شناسم که ادعا کند:"ظهور نوعی سازمان یافتگی و نظام مندیست که معلول پریشانی و هرج و مرج است. لذا در این بینش هرکس در راه اصلاح گام بردارد وعامل باز دارنده ای برای این پریشانی شود پدیده ظهور را به تاخیر می اندازد." این منطقی نیست که ما یک خرف احمقانه را به یک عده نسبت دهیم و برای انتقاد از آن ها به آن حرف خود ساخته بتازیم.همین هایی که متهم به این سخن اند سال ها علیه بهاییت با شیوه های خود فعالیت کرده اند اگر فکرشان این بود چرا سعی داشتند جلوی این فساد اندیشه را بگیرند آن هم با آن گستردگی و سازمان دهی که انجمن حجتیه داشت من از عقاید و سلایق غلطشان دفاع نمی کنم اما این حرف ها بی انصافی است.

تازه نکته این جاست اصلا بحث ما ربطی به اندیشه ای که شما به کسانی نسبت داده و نقد کردی نداشت حکایت شما حکایت آن کسی است که گفته بود:"خسن و خسین هر سه دختران مغاویه اند." من کجا گفتم نباید در زمان غیبت با فساد جنگید؟ همه ی پیام من این بود که باید تلاشمان را روی رعایت تقوا و بندگی خدا متمرکز کنیم نه حرف ها و کار های من درآوردی.

ودر آخر از این که به نوشته ی من توجه کردی و در موردش قلم زدی ممنونم. الهی انطقنی بالهدی والهمنی التقوی

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 10:8  توسط محمد محسن چیت چیان  |