تبلیغات مبتذل تلویزیون ایران باعث نشه اصل فاجعه رو هم نبینیم:
این لینک رو صادق معرفی کرد حتما ببینید:
http://fromisraeltolebanon.info
بسم الله الرحمن الرحیم * فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه * یاد داشت های گهگدار
تبلیغات مبتذل تلویزیون ایران باعث نشه اصل فاجعه رو هم نبینیم:
این لینک رو صادق معرفی کرد حتما ببینید:
http://fromisraeltolebanon.info
(لعن نه ناسزا و دشنام است نه نشانه ضعف. خدا در قرآن لعن کردن را به خود و مومنان هم نسبت داده است مثل آیه بالا.)
رحمت و نصرت و درود پروردگار بر مجاهدین نستوه راه خدا!
نهج البلاغة، خطبه 27، صفحهى 69:
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِينَةُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِيقَةُ فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُيِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءَةِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِيلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْيِيعِ الْجِهَادِ وَ سِيمَ الْخَسْفَ وَ مُنِعَ النَّصَفَ
جهاد درى از درهاى بهشت است كه خداوند آنرا (بروى) دوستان خاصه خويش گشوده است و آن لباس تقوى و زره استوار و سپر محكم خداوند است. پس هر كه از آن (از روى بىميلى و بىاعتنائى) دورى جويد خداوند او را جامه ذلت و پستى بپوشاند و بانواع گرفتاريها مبتلا سازد و در اثر حقارت و نيازمندى (ناشى از عدم شركت در پيكار با كفّار و دشمنان دين) ذليل و خوار گردد و عقل و خرد از دل او برداشته شود و با تباه ساختن امر جهاد حقّ از او زائل شده و در نتيجه بمشقت و سختى مىافتد و از انصاف و داد محروم گردد.
بجای خود اهل جدال احسن و بحث فکری هستیم اما صهیونیست ها و همه ی نامردان عالم بدانند "ما فرزندان خیبریم" و ندای مولایمان علی هنوز در گوشمان طنین دارد و این را مثل پدرانمان ثابت خواهیم کرد.

آزرده...
شب است تعدادشان به انگشتان دست نمیرسد. در پیشان کودکانی روانند و بر شانههایشان تابوت است.بعد از هزاروچهارصدسال من و تو هنوز نمیدانیم آن شب یگانه دختر میر شهر را کجا به خاک سپردند اما دیگر روا نیست که ندانیم چرا شبانه تشییع شدید.
چرا آن چند نفر این قدر کم بودند. چرا قبرش را نمیشناسیم. چرا دختر و همسر پدران این امت مرد؟مگر چند سالش بود؟ مریض بود؟دردش چه بود؟
آیا کسی از آن بانوی تازه پدر از دست داده دلجویی کرد؟ چرا کسی در ماتم او عزاداری نکرد؟ شنیدم پدرش او را پارة تن خود نامیده بود پدرش که بود؟ میدانی و میدانم، بگذار همگان نیز بدانند... پدرش آن بود که خدای در وصفش فرمود النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم (پیامبر بر مؤمنین از خودشان سزاوارتر است) و این پدر در حق دخترش فرمود هر که او را بیازارد مرا آزرده و هر که مرا بیازارد خدای را. نگو که هنگام مرگ از کسی آزرد ه نبود، دشمنانش خود اعتراف کردند که به آنها فرمود بعد از هر نماز نفرینتان میکنم. او دخت پیامبر رحمت بو د پس بعید است سبب نفرین او فدک غصب شدهاش یا روی نیلیش یا بازوی کبودش یا پهلوی شکستهاش باشد، راه را بیراه کردند و قلب مادر شیعه برای راه حق میتپید. فاطمه فریاد مظلومانه اما استوار حقیقت است و مایه رسوایی غاصبان تا همیشهی تاریخ!

هر گاه خرده ای به دکتر گرفته ام ، پدرم با نگاهی یا تشر و سخنی به من فهمانده که تو آن موقع نبودی و "حالیت نیست". اما "من ترک عشق شاهد و ساغرنمی کنم..."
با احترم به همه ی روشنفکران دینی که در طی این سال های عجیب، قصدشان احیای هویت ملی و مذهبی ملت ایران در این زمانه بوده است؛
روزی روشنفکر دینی همّ خود را بر آن نهاده بود که ثابت کند اسلام مکتب و ایدئولوژی مبارزه است اما امروز می کوشد نشان دهد اسلام دین صلح پرستی است و هیچ لکه ای از خشونت بر صفحه ی پاک معنویاتش نیست. یک روز گفتند اسلام یعنی عمل نه یک مشت خرافات موهوم. گفتند هدف نهایی اسلام همانا برپایی قسط است و قسط همان برابری و مساوات است. امروز می گویند دین امر قدسی است، کاری به ساحت عرف و جامعه ندارد، نوعی پیوند قلبی وشخصی است میان فرد با خدای خودش. هسته ی دین معنویات و اخلاقیات است، احکام جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و... پوسته ی دین اند و اصل همان هسته است و وارد کردن دین به عرصه ی روزمزه جفای به دین است.
من قبلا فکر می کردم که عجب تحولی در بین روشنفکران دینی رخ داده است، اما چندی است به نظرم می رسد خاستگاه این همه نظریات متناقض در مورد اسلام یک چیز است. نمی دانم چه می شود که روشنفکر دینی به یکباره احساس می کند باید بین گفتمان غالب عقلائی و روشنفکری روزگار خود و دین خدا سازگاری بیندازد و در این رهگذار حتی به آن جا می رسد که در اوج مبارزات چریکی دهه ی پنجاه شنیده شد که حکم حجاب برای مخفی کردن اسلحه وضع شده است!!!