تبليغاتX
سنت مآب

سنت مآب

بسم الله الرحمن الرحیم * فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه * یاد داشت های گهگدار

جلوی مجلس، تجمع اعتراض‌آمیز برگزار كردند.
مخالفین نظام؟ نه. جمعی از بانوان دلسوز عفاف و حجاب در جامعه.
در مورد اینكه داده‌های بیرونی جواب نمی‌دهند و باید به سمت درونی‌‌سازی پیش رفت و... بسیار سخن رانده‌اند و بیش از آن نیز می‌توان... اما صحبت ما بر سر این نوع كنش اجتماعی است.

سال‌های اول انقلاب، كانون‌های زنان به صورت جدی فعالیت می‌كردند، مثل جامعه زنان و... كار فرهنگی از مهمترین بخش‌های فعالیت‌های آنان بود. اما امروز، زنان دلسوز جلوی مجلس تجمع می‌كنند تا او قانونی بگذراند و به واسطه‌ی آن، دولت و نیروهای انتظامی موظف به انجام اقدامات تشویقی و تنبیهی شوند. این یك اشتباه تاریخی و یك اقدام زودگذر است. جامعه‌ی مذهبی ایران باید خود «عمل اجتماعی» داشته باشد، به عنوان یك گروه از شهروندان عادی و نه بیشتر! و با استفاده از همان حقوق شهروندی!
گره زدن سرنوشت كل جامعه‌ی مذهبی به جناحی از حاكمان، سراسر خطا و اشتباه است.

اولا باعث بی‌عملی شدید ‌در بین اقشار و مذهبی می‌شود و همه به خیال اینكه متولی ترویج اخلاق و دین، حكومت است، خود را كنار می‌كشند و حال آنكه عمل از بالا و از سوی حاكمیت آن هم با وضع دست و پا شكسته‌ی امروزین بی‌فایده است.
ثانیا چهره‌ی جامعه‌ی مذهبی را در كل جامعه تبدیل به یك طیف وابسته به حكومت و جدا از عموم می‌كند و باعث بدبینی مردم نسبت به این قشر و در نتیجه كم اثر شدن فعالیت‌هایشان می‌شود.

مسائل پیش رو كه می‌توان در مورد آنها روش درست رفتار اجتماعی به كار بست بسیارند. مثلا مسئله ماهواره:
روشن است كه ماهوار از آلات مشترك است ـ یعنی از آن هم استفاده حلال و هم حرام ممكن است ـ پس خرید و فروش و داشتن آن شرعا حرام به نظر نمی‌رسد، و در ضمن تجسس هم شرعا مجاز نیست. یعنی شرعا نمی‌توان خانه‌ی كسی را گشت و از او به خاطر مصرف مشروبات الكلی بازخواست كرد، چه رسد به اینكه به‌خاطر استفاده از ماهواره (كه ظاهرا حرام نیست) كسی را محكوم كنند.

بنا بر اين روش حكومتي مشروع و مؤثری در این مورد وجود ندارد پس خود جامعه مذهبی باید مستقلا عمل کند و کاری کند تا استفاده های غیر اخلاقی از این وسیله در بین مردم به شدت نکوهش شود.
مثال دیگر مربوط به جنگ است. سال‌ها از نبرد ملت ما، همین مردم كوچه و بازار، برای دفاع از میهن و آیین خود می‌گذرد. اما آنچه به عنوان یادگارها و یادمان‌ها‌ به چشم می‌خورد، اغلب مشتی كارهای فرمایشی آن هم از طرف حكومت است. این یعنی فاجعه! ملتی كه خود به پا خواسته، خود نیز باید پرچمش را برافراشته نگاه دارد. به امید حاكمیت ماندن، دردی را دوا نمی‌كند. كار فرمایشی و دولتی، اكثرا تصنعی و به قول دوستان «لایتچسبك» است. شك ندارم اگر خانواده‌ها هر كدام برای شهدای خانواده‌ی خود سالگرد بگیرند یا حتی كتاب خاطراتش را چاپ كنند خیلی بیشتر اثر خواهد داشت تا برگزاری كنگره‌های عظیم شهدا توسط نهادهای دولتی، هر چند منكر وظائف دولت و نهادهای حاكمیت در این مورد نیستیم.
اما خرسندیم كه هنوز مراسم مذهبی محرم و فاطمیه و نیمه‌ی شعبان و... با همه‌ی كاستی‌هایی كه دارد، دولتی نشده است. هرچند صداوسیما خیلی دوست دارد مردم را در این مناسبت‌ها به رژه‌های مذهبی دولتی دعوت كند، اما هنوز هیات‌های اصیل و سنتی نفس می‌كشند و در موقع مناسب اثر خود را می‌گذارند.
دل بستن به جناح‌های حكومتی اشتباه بزرگی است كه امروز جامعه‌ی مذهبی را تهدید می‌كند. انقلاب اسلامی سال 57 از حمایت پرشور جامعه‌ی مذهبی ایران برخوردار بود، چرا كه رهبری انقلاب، مرجع تقلیدی موجه و مقبول بود. امروز هم اصل جمهوری اسلامی مورد حمایت بیشتر مذهبیان ایران است. اما حكومت، حكومت است و شان و وظیفه‌ی خودش را دارد. هرچند از نظر من، وجه كاربردی این نوع تجمع‌ها بیشتر برای تلنگر زدن به فعالان فرهنگی است تا انتظامی، اما در درجه اول، بانوان دلسوز جامعه اگر می‌خواهند بدحجابی را اصلاح كنند، باید از نزدیكان خودشان شروع كنند. مگر نشنیدند كه قرآن فرمود «قوا انفسكم و اهلیكم نارا» خودتان و خانواده (و اطرافیانتان) را از آتش برحذر دارید. اگر هم نوبت به جامعه رسید، مانند چند سال پیش و پس از انقلاب، تشكل‌های غیردولتی خود را فعال كنند، تا واقعا فرهنگ‌سازی ‌شود.
اینها مواردی بودند از بسیاری موضوعات كه در آنها باید جامعه به صورت خودجوش عمل كند و مستقل از نهادهای حكومتی. و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 15:17  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

توکلت علی الحی الذی لا یموت و الحمد لله رب العالمین

مرتجع ، واپس گرا ، متحجر ، کهنه پرست و بسیاری از این نام ها را سزاوار همچون منی می دانند ؛ ولی فرقی نمی کند به قول استاد : من می گویم ، شما اسمش را بگذار !

اما فعلا برای اینکه نه سیخ بسوزد نه کباب ، اسمم را "گذاشتم سنت مآب".

دردِ گفتن و نوشتن و نبود گوش شنوا و چشم خوانا ، زباله دان اتاقم را علامه ی دهر کرد که پر بود از آثار پر ارزشم و بنده که احساس کردم حیف است عالمیان از این همه معارف و ذوق و قریحه ی بنده بی بهره بمانند ؛ دست به کار این روز نوشت شدم .(منظور از روز نوشت همان وب لاگ است البته هنوز از واژه ی برگزیده ی فرهنگستان بی ادب فارسی مطلع نیستم .)

زنده باد بندگانی که گفته ها را می شنوند و نیکو ترینش را پیروی می کنند : فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 15:0  توسط محمد محسن چیت چیان  |